تماس مستقیم:  

چرا دیده نمی شوم؟! یا گره گشایی از چالش استخدام نشدن در موقعیت های شغلی بهتر

فرض کنید، خواهشمندم فرض کنید، شما یک کالا در بازار هستید و صورت مسئله اصلی؛ یافتن مشتریان وفادار برای این کالا در بازار و فروش آن به این مشتریان وفادار می باشد. این کالا نیاز دارد تا در بازار هدف، موقعیت یابی یا به قول ما بازاریاب ها Positioning شود و در ذهن مشتری جایگاه بهتری را به خود اختصاص دهد تا ضمن ایجاد مشتریان وفادار بیشتر، فروش خود را نیز افزایش دهد. برای دستیابی به این هدف، باید کالای مذکور را بازاریابی نمود و این امر در ساده ترین حالت از طریق نمایش مشخصات و ویژگی های ممتاز و رقابتی آن (در مقایسه با سایر کالاهای هم رده در بازار) در کانال های مختلف بازاریابی صورت می پذیرد.

حال خود را یک بار دیگر به جای کالای مذکور فرض نمایید تا این فرآیند را با هم مرور نماییم: بازار رقابتی شما، بازار کار و آن گروه از شرکت هایی می باشند که به دنبال افرادی با مشخصه های مهارتی و دانشی مشابه شما می گردند. متاسفانه در این بازار، شما با این شرکت های نیازمند به استخدام شما تنها نیستید و تعداد بیشماری کالا (یا افراد) دارای ویژگی های همرده شما نیز وجود دارند که در پی جلب توجه و خریداری شدن توسط همان مشتریان (استخدام شدن در همان شرکت های مورد هدف شما) هستند! توجه کنید که این افراد می توانند طیف وسیعی از کارجویان، مشاوران، پیمانکاران پاره وقت و حتی نرم افزارهای تخصصی انجام همان کارهایی که شما دستی انجام می دهید، باشند.

برای حصول نتیجه در این بازار رقابتی، در ساده ترین حالت به دو چیز نیاز دارید: اول یک کاتالوگ کالا (یا همان رزومه شما) که می تواند دو برگ A4 رزومه چاپی یا نسخه الکترونیک آن باشد تا پروفایل لینکدین شما یا پروفایل استخدامی شما در سایت هایی مانند IranTalent، JobInja و … یا حتی یک وب سایت اختصاصی – تمام این ها بستگی به میزان تلاش و سرمایه گذاری شما در برندسازی خودتان یا همان Personal Branding دارد – خیلی از ما از این بخش به سرعت می گذریم و صرفاً بر یکی دو صفحه رزومه نیم بند که حتی در نگارش آن خود را به جای مشتری (کارفرما) بالقوه که علاوه بر ما، صدها رزومه دیگر را هم برای یک فرصت شغلی بررسی می کند نمی گذاریم و فکر می کنیم اگر مثلا مدرک MBA داریم یا نرم افزار Photoshop بلد هستیم باید استخدام شویم و بر مزیت های رقابتی خود متمرکز نمی شویم.

دوم آنکه نیاز به کانال های بازاریابی دارید تا بیشتر دیده شوید و در معرض دید کارفرمایان بالقوه یا هدف (مشتریان بالقوه یا بازارهای هدف) قرار گیرید. این بخش بیش از بخش پیش مورد غفلت واقع می شود چرا که فکر می کنیم اگر کالایی وجود دارد، پس باید مشتری آن را ببیند و سفارش دهد! انصافاً خودتان برای خریدن یک دست کت و شلوار، خودروی شخصی یا گوشی موبایل؛ چقدر تحت تاثیر تبلیغات برندها بوده اید؟! آیا اگر یک خیاط خانه گمنامی در گوشه ای از شهر کت شلوار خوب بدوزد، شما روزها و ساعت ها می گردید تا او را پیدا کنید یا فروشگاهی که اخیراً در روزنامه، تلویزیون و حتی اینستاگرام هم برند خود را تبلیغ می کند و اتفاقاً دوست صمیمی تان هم از آنجا تعریف کرده را انتخاب نموده اید؟! پس باید دیده شوید و فقط اینکه هستید، کافی نیست تا استخدام شوید… باید در وبلاگ ها بنویسید، در لینکدین پست بگذارید یا حداقل زحمت ثبت دو تا کامنت ناقابل زیر پست های مدیر عامل یا مدیر منابع انسانی فلان شرکت را بکشید، در کنفرانس ها و سمینارهای مشخصی سخنرانی کنید یا حداقل حضور یابید، وب سایت شخصی خودتان را راه بیاندازید و بروز کنید، با یک آژانس کاریابی تخصصی قرارداد ببنید تا شما را اصطلاحاً Promote (ترویج فروش) کند و غیره غیره…!

در پست های بعدی بیشتر خواهم نوشت… امّا خواهشمندم تا پست بعدی، علّت عدم یافتن فرصت های شغلی را در رویکرد و برنامه ریزی خودتان در بازاریابی برند شخصی تان کنکاش کنید تا از زمین و زمان و لابی و پارتی بازی و نرخ بیکاری گلایه نمایید!

خرداد ۲۷, ۱۳۹۷

0 پاسخ به "چرا دیده نمی شوم؟! یا گره گشایی از چالش استخدام نشدن در موقعیت های شغلی بهتر"

    ارسال یک پیغام

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    منوهای نصب در پنل مدیریت